علی الزیدی: اجازه استفاده از عراق را برای حمله به همسایگان نمی‌دهیم تأکید گروسی بر اهمیت تماس‌های پوتین و ترامپ درباره اوکراین اولیانوف ادعای دبیرکل ناتو درباره برنامه هسته‌ای ایران را رد کرد هگست اخراج گسترده مقام‌های بلندپایه ارتش آمریکا را تائید کرد ترامپ ادعای خود برای اعلام پیروزی در جنگ با ایران را بار دیگر تکرار کرد تیپ «الیوم الموعود» در عراق منحل شد/ تغییر ساختار «جیش الامام» به موسسه انصار الامام المهدی المیادین: معاون رئیس امارات در سفر به ریاض حامل پیام نتانیاهو برای بن‌سلمان بود تحریم‌های جدید آمریکا علیه ایران/ ۱۰ فرد و نهاد مستقر در ایران، هنگ‌کنگ و پاکستان تحریم شدند گروسی: فعلا مذاکرات رسمی میان آمریکا و ایران در جریان نیست ترامپ ادعای پایان «خیلی زود» جنگ با ایران را تکرار کرد شروط عجیب آمریکا برای ازسرگیری پرواز‌های نجف میان ایران و عراق ناو هواپیمابر «تئودور روزولت» برای جابه‌جایی با ناو دیگر عازم منطقه شد پایگاه داده پنتاگون هک شد مقام آگاه ایرانی انعطاف ایران در قبال موضوع هسته‌ای را تکذیب کرد + جزئیات پاسخ نماینده ایران به اتهامات وزیر خارجه کانادا ترامپ مدعی مذاکره غیر مستقیم با ایران شد
یادداشت اختصاصی بشیر اسماعیلی، تحلیلگر مسائل بین الملل؛

 استاندارد دوگانه اروپا در قبال ایران از کجا نشأت می‌گیرد؟

اتحادیه اروپا بنابر مشی لیبرالی که برای خود تعریف کرده است، اصولاً باید نسبت به حقوق بین‌الملل و سازمان‌های بین‌المللی التزام داشته باشد، اما شواهد امر حاکی از رویه‌ای خلاف این است. بنابراین در مسایل مهم سیاست خارجی از جمله برجام، ما نمی‌توانیم روی اروپا به عنوان یک بازیگر مستقل حساب کنیم.
بشیر اسماعیلی؛ تحلیلگر مسائل بین الملل
تاریخ انتشار: ۱۸:۱۶ - ۲۰ تير ۱۴۰۰ - 2021 July 11
کد خبر: ۹۴۹۵۵

 استاندارد دوگانه سیاست‌های اروپا در قبال ایران از کجا نشأت می‌گیرد؟

به گزارش راهبرد معاصر؛ درباره اظهار نظر اخیر اروپا و محکوم کردن ایران در مسأله هسته‌ای، نخستین موردی که به ذهن متبادر می‌شود این است که اگر قرار به محکومیت باشد، طبق حقوق بین‌المللی و عرف جهانی، کشوری که بدوا از یک توافقنامه خارج می‌شود باید محکوم گردد. این در حالی است که اروپا در زمان ترامپ نسبت به عهدشکنی صریح آمریکا سکوت اتخاذ کرد.

 

چنین مسأله‌ای را می‌توان در قالب حاکم بودن استانداردهای دوگانه در رفتار و موضع‌گیری‌های غرب تحلیل کرد؛ به عبارت دیگر این مسأله به یک روال سیاسی بدل شده است که هرجا منافع ملی غربی‌ها ایجاب کند راجع به یک مسأله واحد عملکردی متناقض نشان می‌دهند .

 

 مسأله حقوق بشر و اتخاذ استاندارد دوگانه در قبال ناقضان آشکار حقوق بشر مثل عربستان و رژیم صهیونیستی از طرفی و اعمال فشار به بعضی دیگر از کشورها از طرف دیگر با همین حربه، نشان دهنده سابقه استفاده از این روش غیرمنصفانه است.

 

از طرف دیگر حقوق بین‌الملل به عکس وجهه‌‎ای که سعی در بازنمایی آن می‌شود، به طور بارزی تحت نفوذ امور سیاسی قرار دارد. به تبع، سازمان‌ها و رژیم‌های بین‌المللی و توافقاتی مانند برجام هم دستخوش بازی‌های سیاسی شده و از ماهیت خود تهی می‌شوند.

 

اتحادیه اروپا بنابر مشی لیبرالی که برای خود تعریف کرده است، اصولاً باید نسبت به حقوق بین‌الملل و سازمان‌های بین‌المللی التزام داشته باشد، اما شواهد امر حاکی از رویه‌ای خلاف این است.

 

عامل دیگری که باعث اتخاذ چنین مواضعی از سوی اتحادیه اروپا در قبال جمهوری اسلامی ایران می‌شود، حضور پررنگ لابی صهیونیسم در این کشور هاست. به خاطر داریم که وزیر خارجه وقت فرانسه در جریان مذاکرات ژنو، چقدر می‌کوشید تا از به سرانجام رسیدن برجام جلوگیری کند. امری که طبق شواهد، نشات گرفته از نفوذ مستقیم لابی‌های صهیونیستی در فرانسه بود.

 

مسأله اساسی دیگر در این راستا، دنباله روی اتحادیه اروپا از آمریکاست. کشورهای اروپایی پس از جنگ جهانی دوم، بنابر ضعف و احتیاج ناشی از خسارات فراوان جنگ، به دامان آمریکا پناه بردند و در قالب مقولاتی مثل طرح مارشال و ناتو وابستگی آنها به ایالات متحده تثبیت شد. یکی از اهداف گسترش اتحادیه اروپا، سعی کشورهای اروپایی به استثنای بریتانیا در استقلال تدریجی سیاست خارجی از آمریکا بوده است .

 

به نظر می‌رسد این مهم هنوز محقق نشده و همزمان با تضعیف اتحادیه در سال های اخیر، اروپایی‌های چاره‌ای جز هماهنگ کردن سیاست خارجی خود با آمریکا را ندارند. آنها هنوز پیوندهای محکمی در زمینه‌‎های اقتصادی و امنیتی با امریکا دارند که از لطمه وارد آمدن  به آنها حتی المقدور اجتناب می‌کنند .

 

 ترس از احیا قدرت روسیه و چین در آینده ممکن است این پیوند را ها لاجرم عمیق‌تر هم کند و حالت رهبری آمریکا بر بلوک غرب در دوران جنگ سرد را مجددا اعاده نماید .

 

بنابراین در تفسیر این اظهار نظر اخیر اتحادیه اروپا درباره برجام بایستی گفت دلایل منطقی و حقوقی برای اروپا در این زمینه وجود ندارد و آنچه هست مسائل سیاسی و اتحاد ناگزیر با آمریکاست که سیاست خارجی مستقل را از کشورهای این منطقه سلب کرده و در تعامل با کشورهایی مثل ایران، چاره‌ای جز اولویت دادن به نظر آمریکا را نخواهند داشت.

 

بنابراین در مسایل مهم سیاست خارجی از جمله برجام، ما نمی‌توانیم روی اروپا به عنوان یک بازیگر مستقل حساب کنیم. از سال‌های پیش گفتگوهایی تخت عنوان انتقادی و سپس سازنده و همه جانبه با اروپا شروع شده است که نشان دهنده تلاش جمهوری اسلامی برای استفاده از اروپا به عنوان یک نیروی متعادل کننده در برابر آمریکاست. این مسأله اما به نظر می‌رسد فعلا هنوز محقق نشده و با این میزان از وابستگی اروپا به آمریکا، عملا در کوتاه مدت قابل توجه نخواهد بود.

 

ارسال نظر
captcha
پرطرفدارترین اخبار